ناظم الاسلام كرمانى
419
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
طورى سلوك نمود كه وطندوستان و حريّتخواهان را اميدوارى بخشيد بعد از خرابى مجلس و روز بمباردمان پارلمان بامر محمد عليشاه با وكيل الملك مأمور خارجه گرديد در ظاهر براى تعزيت و تسليت امپراطور روسيه در فوت عمويش حركت كردند ليكن در واقع مقصود آن بود كه خيال دول را دربارهء مشروطيت ايران بدانند و استعلام از حال آنها نسبت بايران نمايند خلاصه علاء الملك شخص عالم عاقل متمدن متديّنى است كه اعليحضرت مظفر الدين شاه را به او وثوق و اعتمادى است بيش از ديگران و الى كنون كه سال 1330 و زمان طبع و نشر اين تاريخ است علاء الملك قسمى سلوك نموده است كه آقا سيد على آقا يزدى مورد تحسين و تمجيد عامه است و هم در اين ايام وزارت علوم و معارف را به او عرضه داشتند ولى بپارهء ملاحظات هنوز قبول نكرده است نگارنده آنچه كه در زمان مشروطيت ايران از اين شخص بزرك صادر شده است در موقع ذكر نموده و متدرجا خواهد آمد . مجملا آقا سيد برهان الدين خلخالى متقبّل گرديد ملاقات وزير علوم را اما مأموريت جناب آقا سيد على آقا يزدى از اينقرار است كه پس از ورود به مسجد جامع با آقاى بهبهانى و حاج شيخ فضل اللّه در گوشهء خلوت كردند آقا سيد على آقا گفت عين الدوله كار را بر شما سخت گرفته است و خاطر شاه را از شما رنجانيده و شما را ياغى دولت قلمداده است همين امروز و فردا كار را يكسره خواهد كرد اگر به من قول ميدهيد تا من مراجعت نكنم از اين مسجد خارج نشويد و به جائى نرويد من بروم شاه را ملاقات كنم و واسطهء در صلح و اصلاح شوم حاج شيخ فضل اللّه گفت البته مصلح و واسطه از خود ما باشد بهتر است تا اينكه خارجى باشد و زود اقدام كنيد كه كار امروز بنهايت خواهد رسيد آقاى بهبهانى فرمود آنچه كه صلاح ميدانيد بكنيد ما از مسجد خارج نميشويم تا خبر شما بما برسد پس از عهد و قرارداد آقا سيد على آقا از مسجد خارج شده تا تهيهء كالسكه ديد نزديك به ظهر رسيد نهار را در خانه صرف كرده و سوار شد دو سه ساعت بعد در سلطنتآباد در منزل صديق الحرم پياده شده لدى الورود پيغام داد بشاه كه بايد پنج دقيقه خدمت اعليحضرت برسم و عرايضى دارم كه بايد در خلوت بشاه عرض كنم جواب آمد كه شاه فرموده است تشريف بياوريد در اين اثناء از طرف خانمهاى اندرون پيغامات متواليه براى آقا آمد كه در باب آقايان علماء مذاكره و عرضى نكنيد كه خاطر شاه رنجيده و بىنهايت متغيّر است آقا سيد على آقا جواب داد كه عرض لازمى دارم كه صلاح شاه در آنست بارى آقا وارد بر پادشاه ايران و شاه در بستر مرض افتاده امير بهادر و اهل خلوت دورش را گرفته لدى الورود قبل از تعارفات رسمى آقا عرض كرد بعض عرايض